ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

88

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

باشد به مدت هزار سال زانو براى آن نظرها مىزنم ، و از آنجا كوچ كرد . و هشتم رجب به مرحلهء محول نزول فرمود . و خواجه اصيل الدين يكسال ايالت « * » بغداد كرده بود و سعد الدّين ساوجى با او بىعنايت بود ، از براى تصرف موقوفات و مالى كه هنوز بر ذمّت رعايا در ولايت بود برو متوجه كرد و به مغولان حوالت ، تا آن بزرگ يگانه را به انواع عذابهاى عنيف و عناهاى شديد معذّب و مذبذب داشته و يك بار اموال و املاك و اسباب موروث و مكتسب كه به طول ايّام به كدّ يمين و عرق جبين حاصل كرده بود ، ازو به عنف و قهر و زجر بستدند ، و در اداى آن مال هرگز كم و كيفى نكرد و شكايت نكايتى ، هرچه خواستند خان و مال و املاك و اسباب بفروخت و بداد و آن دولتخانه نيز بيكبارگى منقلع و مستأصل شد . و رايات منصور بعد از دو هفته به جانب حلّه و كوفه و مشهد امير المؤمنين على عليه السّلم مبادرت و مسابقت نمود ، و امرا و خواجگان هبا آسا بر عقب مهر منير مىرفتند . و آدينه هفتم شعبان امير سوتاى از حراست و محافظت كنار آب فرات به شهر بغداد رسيد ، و رايات ميمون روز دوشنبه غرّهء رمضان با مرحلهء محول رجوع و حلول نمود . و روز دوشنبه بيستم شوال به عزم زيارت مشهد مقدس نهضت نمود ، و روز سه‌شنبه بيست و سيم شوال با محول انصراف فرمود ، و دوشنبه بيست و هفتم شوال از محول كوچ بود ، و به نيمهء شرقى شمال يعنى طريق خراسان به كوشك بلغان خاتون نزول فرمود . و روز ديگر ركوب موكب همايون از كوشك بغداد و كوچ بر صوب همدان به عزم يا يلاميشى . و روز يكشنبه بيست و پنجم ذى القعده يولفيلوق از جمله مستخدمان جاوقور سكورجى وفات يافت . و رايات همايون كوچ بر كوچ مراحل و منازل مىنوشت تا روز آدينه چهاردهم ذى الحجه به حدود همدان رسيد و به كوشك سلطان فرود آمد . و از آنجا كوچ كرد ، روز چهارشنبه

--> ( * ) ايالت در معنى مصدرى ( حكومت ) به كار رفته است .